اشاره: امروزه مصرف انرژی حاصل از صنعت برق علی رغم مزایای فراوانی که در زندگی مردم و چرخه صنعتی و اقتصادی کشور دارد دارای اثرات مخربی هم بر روی سلامتی و ایمنی انسان است. ما در زندگی روزمره، محیط کار، خانه و مدرسه در معرض میدانهای الکتریکی و مغاناطیسی هستیم. میدانهای مغناطیسی و الکتریکی که به وسیله خطوط نیرو، سیمها و تجهیزات الکتریکی تولید میشود و در اطراف هر وسیله وجود دارند. این میدانهای الکترومغناطیسی که از وسایل برقی مثل کامپیوتر شخصی، فر برقی، تلویزیون، یخچال و نیز خطوط انتقال نیروی برق با ولتاژ زیاد حاصل شده، بر روی سیستمهای عصبی و رشد و تکامل و ترمیم سلولها اختلالاتی ایجاد میکند و موجب پیدایش امراض ناشناخته مانند انواع سرطانها، تومورهای مغزی و ناباروری در انسان میشود. همچنین افرادی که مدت طولانی در معرض چنین میدانهایی قرار گیرند بیشتر آسیب میبینند. برای در امان ماندن از مضرات الکترومغناطیسها بر انسان در این مقاله سعی میکنیم به صورت علمی و منطقی به این موضوع بپردازیم:
امروز هر چند تولید سرانه برق و روند رو به رشد آن یکی از شاخصهای مهم پیشرفت صنعتی، اقتصادی و افزایش رفاه کشورها می باشد و با توجه به اهمیت طرحهای صنعتی در توسعه پایدار، صنعت برق نیز مشابه دیگر صنایع با توجه به افزایش شتاب تولید و مصرف انرژی برق در 20 سال گذشته نقش به سزایی در آلودگی محیط زیست و سلامت و بهداشت انسان داشته است ولی در عین حال بایستی اثرات نیروگاههای حرارتی از نظر آلودگی آبی و گازی، جامد و آلودگیهای صوتی و میدانهای الکتریکی و مغناطیسی ناشی از فعالیت نیروگاهها بر روی موجودات زنده به خصوص انسان به دقت مورد بررسی قرار گیرد. ما در زندگی روزمره در محیط کار و خانه و مدرسه در معرض میدان الکترومغناطیسی و الکتریکی هستیم که این میدانهای الکتریکی اغلب حاصل از تولید، انتقال و استفاده از الکتریسیته است. براساس مطالعات در رابطه با سلامتی کسانی که در معرض میدان مغناطیسی و انواع سرطانها از نوع لوکمی و سرطان مغز قرار گرفته اند، تعدادی از محققان نسبت به ارتباط قرار گرفتن آنها در معرض میدان مغناطیسی و دچار سرطان گردیدن تردید دارند. زیرا تفسیر آن از نظر بیولوژیکی مشکل است و نتیج تحقیقات متفاوت به نظر می رسد و با هم هماهنگی ندارند. هدف از این مجموعه فراهم آوردن اطلاعاتی در مورد تاثیرات میدانهای الکترومغناطیسی در محیط کار و درک علمی نگرانیها و تردیدهایی است که در این مورد وجود دارد. میدان الکترومغناطیسی میدان الکترومغناطیسی به وسیله خطوط نیرو، سیمهای برق و تجهیزات الکتریکی تولید می شود. میدانهای مغناطیسی خطوط نامرئی نیرو هستند که در اطراف هر وسیله الکتریکی وجود دارند. میدان الکتریکی با ولتاژ تولید می شود و قدرت آن با افزایش ولتاژ افزایش مییابد. میدان مغناطیسی نتیجه شدت جریان در سیمها یا وسایل الکتریکی است که قدرت آن با افزایش ولتاژ افزایش مییابد و حسب گوس یا تسلا اندازهگیری میشود. از طرف دیگر میدان الکتریکی حتی وقتی که تجهیزات الکتریکی خاموش میشود برقرار است و مدت زیادی با منبع جریان برق ارتباط خود را حفظ میکند. میدان الکتریکی با عبور کردن از موادی کههادی الکتریسیته هستند کاهش می یابد. به عبارت دیگر میدانهای مغناطیسی از بسیاری مواد عبور می کنند که متاسفانه جلوگیری از عبور آن بسیار مشکل است. توسعه سریع علم و تکنولوژی، موجودات زنده را تحت تابش طیف وسیعی از میدانهای الکترومغناطیسی قرار داده است. اثرات میدانهای الکترومغناطیسی بر انسان اپیدمولوژی، مطالعه بر روی احتمال شیوع بیماریها در جمعیتهای انسانی است و این گونه تحقیقلت غالبا عینی هستند تا تجربه ای و این بدان معناست که یک اپیدمیولوژیست نمی تواند تمامی فاکتورهایی را که موجب بروز بیماری می شود کنترل کرده و یا در آزمایشگاه تحقیق کند. اگر چه تحقیقات آزمایشگاهی در اطراف محیط انسانی و حیوانی کاملا در مورد انسان صدق نمیکند. اپیدمیولوژیستها میتوانند عوامل به وجود آورنده سرطان را مشخص کنند که شامل دود سیگار است و این در حالی است که در مورد میدانهای الکترو مغناطیسی ارتباطی بین معاشرت و اپیدمولوژی وجود ندارد. بعضی دانشمندان که در این مورد مطالعه کردهاند ارتباط موجود بین میدانهای الکترومغناطیسی و سرطانهای خاص را وقتی که خطر کم باشد و یا اصلا نباشد مشکل تفسیر میکنند حتی اگر احتمال ابتلا به سرطان ناشی از میدانهای الکترومغناطیس بسیار اندک باشد باید آن را جدی تلقی نمود. زیرا در میان تعداد کثیر افرادی که در معرض میدانهای الکترومغناطیس هستند حتی یک احتمال ناچیز هم می تواند باعث افزایش سرطان در سطح گسترده شود. ارتباط سرطان با مشاغل صنعت برق از سال 1982 که تعدادی از اپیدمیولوژیستها مطالعات و آزمایشاتی در این مورد انجام دادند، گزارشی از یررسی بیماری لوکمی روی افراد که در معرض میدان الکترومغناطیس بودهاند با افرادی که در مشاغل دیگر کار کرده اند ارائه دادهاند. در ایالات متحده این بیماری در بزرگسالان از هر 100 هزار نفر 10 مورد در سال مشاهده شده و این مطالعات شامل افرادی میشود که مستقیما با وسایل الکترومغناطیسی سر و کار دارند مثل مهندسان برق و یا افراد شاغل در خطوط تلفن و تلویزیون وتعمیرات رادیویی، اپراتورهای ایستگاه برق، الکتریسیته و جوشکار. مطالعات دیگر ارتباط بین شیوع سرطان مغز و یا مرگ و میر در مشاغل مشابه را نشان میدهد. این مطالعات که در سال 1982 کامل شده است. اولین بار توسط دکتر ساموئل میلهام در سال 1982 کامل شد. همچنین مطالعاتی در مورد ارتباط سرطان سینه و قرار داشتن در معرض میدان الکترومغناطیسی نیز صورت گرفته است. سرطان سینه در مردان نادر است اما متاسفانه در زنان بسیار رایج است. در ایالات متحده سرطان سینه از هر 1000 نفر بیش از یک مورد در سال مشاهده شده است. براساس تحقیقات یک مرکز تحقیقاتی دانشگاهی در کارولینای شمالی مشخص شده که میزان مرگ زنانی که در معرض میدانهای الکترومغناطیسی قرار داشتهاند در اثر ابتلا به سرطان سینه بیشتر از زنانی بوده است که در چنین مشاغلی کار نکردهاند. اما با توجه به این که عوامل دیگری مثل فاکتور سن در تولد اولین نوزاد و باروری و تاریخچه ارثی در ایجاد این نوع سرطان مؤثر می باشند، اختلالاتی در این تحقیق ایجاد شده است که با در نظر گرفتن این مشکلات و نداشتن اطلاعات کافی پی بردن به عامل اصلی ایجاد این بیماری غیر ممکن به نظر رسید. مطالعات دیگری که در ایالات متحده و کشورهای دیگر انجام شده است نشان میدهد که حتی زنانی که در خانه کار میکنند و در معرض میدان الکترومغناطیسی بالایی قرار ندارند با خطر پیشرفت سرطان سینه مواجه بودهاند.
ما در زندگی روزمره در محیط کار و خانه و مدرسه در معرض میدان الکترومغناطیسی و الکتریکی هستیم که این میدانهای الکتریکی اغلب حاصل از تولید، انتقال و استفاده از الکتریسیته است. براساس مطالعات در رابطه با سلامتی کسانی که در معرض میدان مغناطیسی و انواع سرطانها از نوع لوکمی و سرطان مغز قرار گرفته اند، تعدادی از محققان نسبت به ارتباط قرار گرفتن آنها در معرض میدان مغناطیسی و دچار سرطان گردیدن تردید دارند
سایر امراض ناشی از میدانهای الکترومغناطیسی بیماری آلزایمر نوعی بیماری است که در افراد سن بالا بروز می کند و باعث ضعف تمرکز و اختلال در یادآوری خاطرات میشود. مطالعه و تحقیقاتی که در سال 1995 در فنلاند و کالیفرنیا انجام گردیده نشان میدهد کارگرانی که بیشتر در معرض میدان الکترومغناطیس قرار گرفته بودند بیشتر به این بیماری مبتلا شدهاند. طبق گزارش دکتر لوئدون و همکارانش در سال 1994 به این نتیجه رسیدهاند که افراد شاغل در صنایع برق و تلفن نسبت به افراد شاغل در دیگر صنایع بیشتر در معرض میدانهای الکترومغناطیس قرار دارند. اثرات بیولوژیکی میدانهای الکترومغناطیس این مجموعه اطلاعاتی در مورد تاثیرات میدانهای الکترومغناطیسی بر روی حیوانات و تقسیم سلولی به ما می دهد و تاثیرات بیولوژیکی شامل تغییراتی در اعمال سلولها و بافتها و تغییراتی در فعالیت مغز استخوان انسان و ضربان قلب می شود. این قبیل مطالعات بر روی حیوانات آزمایشگاهی و حیوانات اهلی و نیز انسان بررسی شده است. طول موج، مدت در معرض امواج بودن، فاصله نسج با موج در تکثیر سلولی و جزئیات تکثیر مورد بررسی قرار گرفته است و باعث اختلال در تکثیر سلولی در مرحله دیانای سازی و نیز باعث افزایش بروز نقص مادرزادی و اختلال باروری و موتاسیونهای مختلف میشود و این اختلال با مدت مجاورت با میدان الکترومغناطیسی و نوع موج متناسب بوده است. منبع: سایت مقالات علمی ایران
برگرفته از: هفته نامه پیام ساختمان و تاسیسات- 15 تیرماه 1388- سال پنجم- شماره 66 مسلسل- شماره 13 دو هفته نامه- صفحه 48
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع « خدا » رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد. مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟ آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد. مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم. مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد. آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند. مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
ما يک ارباب رجوعداريم تو شرکتمون که من خيلي ازش خوشم مياد، يه خانم 82 ساله که بدون عصا راه ميره، يه کم خميده شده ولي خوب رو پاهاي خودشهو هنوزم که هنوزه خودش رانندگيمي کنه، سالي يک بار هم مجبوره به خاطر سنش امتحان رانندگي شهر رو بده که مطمئن بشن ميتونه هنوز دقت داشته باشه، امروز اومده بود توشرکت و داشت کمي از خاطراتش مي گفت، يه کم که گفت من با خندهگفتم شما احتمالا ماه آگوست به دنيا نيومدين ( من و 2 تا از همکارام آگوستي هستيم ) با خنده گفتچرا، 12 آگوست، ( تولد منم 12 آگوست هستش(روم نشد بهش بگم فقط ما مرداديامثل چي اين دنيا رو سفت چسبيديم و در هر شرايطي باز هم سعي ميکنيم زندگي کنيم، خلاصه اينکه رسيد به اينجا که آقايي که 4 سال پيش فوتکرده همسر رسميش نبوده و اينها 55 سال بدون اينکه ازدواج کنن با هم بودن و يک بچه هم دارن که پزشک متخصص هست و الان آمريکا زندگي مي کنه.. اين خانم گفت وقتي که من 18 سالم بود با اين دوستم ( منظورش همون آقايي بود که باهاش زندگيمي کرده ، و تمام مدت با عنوان دوستم خطابش مي کرد و معتقده که ارزش يک دوستي و رفاقت خوب بيشتر ازارزش يک همسري بد هست) آشنا شدم واومدم خونه به خواهر بزرگم جريان رو گفتم، اونموقع پدر بزرگم خونه ما بود و از صحبت هاي ما فهميد که جريان چيه (حالا حساب کنيد که چند سالپيش بوده ) 2-3 روز بعدش برام يه کتاب دست نويس آورد، کتابي که بسيار گرون قيمت بود، و با ارزش، وقتي به من داد، تاکيد کرد که اين کتاب مال توئه مال خود خودت، و من از تعجبشاخ در آورده بودم که چرا بايد چنين هديه با ارزشي رو بي هيچ مناسبتي به من بده، من اون کتابرو گرفتم و يه جايي پنهونش کردم، چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندي ؟ گفتم نه، وقتي ازم پرسيد چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندي زد و رفت، همون روز عصر بايک کپي از روزنامه همون زمان کهتنها نشريه بود برگشت اومدخونه ماو روزنامه رو گذاشت روي ميز، منداشتم نگاهي بهش مينداختم که گفت اين مال من نيست امانته بايد ببرمش، به محض گفتن اين حرف شروع کردم با اشتياق تمام صفحه هاش رو ورق زدن و سعي ميکردم از هر صفحه ايحداقل يک مطلب رو بخونم. در آخرين لحظه که پدر بزرگ ميخواست از خونه بره بيرون تقريبا به زوراون روزنامه رو کشيد از دستم بيرون و رفت. فقط چند روز طول کشيد که اومد پيشمو گفت ازدواج مثلاون کتاب و روزنامه مي مونه، يک اطمينان برات درست مي کنه که اين زن يا مرد مال توهستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر ميکني هميشه وقت دارم بهش محبت کنم، هميشه وقت هست که دلشروبه دست بيارم، هميشه مي تونم شام دعوتش کنم. اگر الان يادم رفت يک شاخه گل به عنوان هديهبهش بدم، حتما در فرصت بعدي اين کارو مي کنم حتي اگر هر چقدر اون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفيسوقيمتي، اما وقتي که اين باور در تونيست که اين آدم مال منه، و هر لحظه فکر ميکني که خوب اينکهتعهدي نداره ميتونه به راحتي دل بکنه و برهمثل يه شي با ارزش ازش نگهداري ميکني وهميشه ولع داري که تا جاييکهممکنهازش لذت ببري شايد فردا ديگهمال من نباشه، درست مثل اونروزنامهحتي اگر هم هيچ ارزش قيمتينداشتهباشه.
پس اگر واقعا عاشق شدي بااون مالکيت کليسايي لحظه هات رو ازدست نده، در مقابل کشيش وعيسي مسيح سوگند نخور، ولي ازتمام لحظه هات استفاده کن و لذت ببر، بگذار هر شنبه شب فکر کنياين شايد آخرين شنبه اي باشه که اونبا منه و همين باعث ميشه که براش شمعي روشن کني و يهROAST BEEF خانگي تهيه کني و در حاليکه دستش رو توي دستتگرفتي يک شب خوب رو داشته باشي..
وهمينم شد، ما 55 سال واقعا عاشق مونديم (5 سال بعد ازآشناييشون تصميم گرفته بودن که با هم همخونه بشن) و تا سال 2004 با هم زندگيکرده بودن، نصف بيشتر دنيا هم گشتن.
همين خانم يک بار ديگه مي گفت هميشه اولين چيزي که آدمها در برخورد اول با يکشخص ابراز مي کنن، همون چيزيه که دلشون ميخواد ببينن، مثلا اگه کسي بهت رسيد گفت خوبميبينم که سر حالي يعني اين موضوع آزارش داده، اصلا انتظار نداشته تو رو سر حال ببينه و حالاناغافل از دهنش اومده بيرون، يا هر چيز ديگه. و امروز آخرين جمله اي که گفت و از درشرکت رفت بيرون اين بود که در هر تصميمي به قلبتونمراجعهکنيد قلب خطا نميره اگه ميگه نه به زور وادارشنکنين که بپذيره، اگه گفت نه يعني نه و بر عکس. امروز از صميم قلب براش آرزوي سلامتيکردم، اينخانم هر بار که مياد تو اونشرکت و ميره حتما يه درس مفيد از زندگي برامون داره
+
نوشته شده در جمعه 17 بهمن 1388ساعت 0:18 توسط ندا
|
طــــلا از اکتشاف، استخراج، فرآوری، استحصال و کاربردها به روایت تصویر
طلا از واژه Jval در زبان سانسكریت، gold در آنگلوساكسون، geolo در انگلیسی قدیم و aurum در لاتین گرفته شده كه همگی به معنای طلا (زرد) می باشند. طلا فلزی زرد رنگ با نماد Au، وزن مخصوص بالا (gr/cm332/19)، جرم اتمی 967/196 و عدد اتمی 79 است. این عنصر دارای سختی 5/2 تا 3، نرم، براق، قابل انعطاف، چكش خوار، شكل پذیر، دارای شکست دندانه ای است. طلای خالص معمولاً حاوی 8 تا 10% نقره و گاهی بیشتر است. با افزایش نقره، رنگ سفید تری ایجاد شده و وزن مخصوص نیز كمتر میشود. طلا جزء گروه عناصر آزاد، طبیعی و خالص بوده و فراوانی آن در پوسته زمین در حدود7- 10 × 4 می باشد. طلا پراكندگی بسیار گستردهای دارد. معمولاً در رگههای كوارتزدار در سنگهای دگرگونی و اسلیتی و یا در ماسهها و آبرفتهایی كه از تجزیه سنگهای دیگر حاصل میشود، وجود دارد. طلا معمولاً به نمونههای فلزی دیگر مانند پیریت طلادار وابسته است. طلا نقش خود را به عنوان ذخیره پولی در هر سطحی حفظ كرده است و بانك های مركزی ملل مختلف آن را به عنوان ذخیره پولی نگهداری می كنند.
طلا پس از اکتشاف، جهت استخراج، فرآوری و استحصال از سنگ معدن و یا ماسههای طلادار روشهای مختلف و البته طاقت فرسایی را می طلبد که بگونه ای در تصاویر زیر بیان شده است ...
لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید
آیا به دنبال درآمد و حقوق ثابت ماهیانه و مادام العمر هستید؟ آیا فاقد سرمایه لازم جهت آغاز کسب و کار می باشید؟ -->شما با معرفی سیستم تبلیغاتی اوکسین ادز به سایر سایتها و وبلاگها(عضو گیری نمودن) و عضویت آنها در سیستم از طریق شما، به ازای هر کلیکی که بر روی تبلیغات آنها میشود مبلغ 50 ریال از طرف سایت دریافت می نمایید که بدین صورت شما به یک درامد ثابت ماهیانه و مادام العمر دست خواهید یافت. --> بعنوان مثال اگر به طور میانگین روزی 10 نفر از طرف شما عضو سیستم شوند و هر کدام از آنها در بدترین حالت روزی فقط 100 کلیک هم داشته باشند در یک ماه شما درامدی بالغ بر 23250000ریال معادل دو میلیون و سیصد و بیست و پنج هزار تومان فقط از طریق زیر مجموعه ها و آن هم در ماه اول بدست خواهید آورد و قطعا در ماههای آینده این مبلغ چندین برابر خواهد شد. --> توجه نمایید که شرکت رفاه گستر جنوببه شماره ثبت 24516 پرداخت کلیه وجوه را ضمانت می نماید. --> برای شروع عضو گیری می توانید از صفحه "دریافت کد معرفی سایت" استفاده نمایید.
زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب درست کند. و من به خاطر می آورم شبی را بخصوص وقتی که او صبحانه ای، پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. در آن شب مدت زمان خیلی پیش، مادرم یک بشقاب تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم که ببینم آیا هیچ کسی متوجه شده است! با این وجود، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روز ام در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه چیزی به پدرم گفتم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویت سوخته می مالید و هرلقمه آن را می خورد. وقتی من آن شب از سر میز غذا بلند شدم، به یادم می آید که شنیدم صدای مادرم را که برای سوزاندن بیسکویت ها از پدرم عذر خواهی
می کرد. و هرگز فراموش نخواهم کرد چیزی را که پدرم گفت: ((عزیزم، من عاشق بیسکویت های سوخته هستم.)) بعداً همان شب، رفتم که بابام را برای شب بخیر ببوسم و از او سوال کنم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت هایش سوخته باشد. او مرا در آغوش کشید و گفت: ((مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و او خیلی خسته است. و بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز هیچ کسی را نمی کشد!)) زندگی مملو از چیزهای ناقص... و افراد دارای کاستی هست. من اصلاً در هیچ چیزی بهترین نیستم، و روز های تولد و سالگرد ها را درست مثل هر کسی دیگر فراموش می کنم. اما چیزی که من در طی سال ها پی برده ام این است که یاد گیری پذیرفتن عیب های همدیگر– و انتخاب جشن گرفتن تفاوت های یکدیگر– یکی از مهمترین را ه حل های ایجاد روابط سالم، فزاینده و پایدار می باشد. و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و آن ها را به خدا واگذار کنی. چرا که در نهایت، او تنها کسی است که قادر خواهد بود رابطه ای را به تو ببخشد که در آن یک بیسکویت سوخته موجب قهر نخواهد شد. ما می توانیم این را به هر رابطه ای تعمیم دهیم. در واقع، تفاهم اساس هر روابطی است، شوهر-همسر یا والدین-فرزند یا برادر-خواهر یا دوستی! ((کلید دستیابی به شادی تان را در جیب کسی دیگر نگذارید- آن را پیش خودتان نگهدارید.)) بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آره، از نوع سوخته حتماً خیلی خوب خواهد بود.!.!.!.!
(برگردان از متن انگلیسی – صنایعی)
برچسب : ,
+
نوشته شده در يکشنبه 12 بهمن 1388ساعت 0:12 توسط ندا
|